تبليغاتX
حقیقت مظلوم

حقیقت مظلوم

عاشقان را سر شوریده به پیکر عجب است

محرم امد

 

 

بسم رب الحسين

 

همراه با کاروان اشک

 

كاروان حسينى، روز دوم محرم سال 61 هجرى، در حالى كه سپاه حر بن يزيد رياحى آنان را همراهى مىكردند، به سرزمين كربلا وارد شدند. ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) پرسيدند: نام اين سرزمين چيست؟ گفتند: كربلا. فرمودند: خداوندا! از غمها و بلاها به تو پناه مىبرم! اينجا محل اندوه و مصيبت است. پياده شويد! اينجا محل پياده شدن ما و محل ريختن خون ما و محل قبرهاى ما است. اين خبر را جدم رسول خدا به من داده است.

اصحاب پياده شدند و سپاه (حر) نيز توقف نمود. سپس حر بن رياحى طى نامه‏اى عبيدالله بن زياد را از ماجرا باخبر ساخت. عبيدالله بن زياد نيز به امام حسين (عليه السلام) نامه‏اى به اين مضمون نوشت:

(اى حسين! به من خبر رسيده كه در كربلا توقف كرده‏اى. يزيد به من نوشته است كه نخوابم و شكم خود را از غذا سير نكنم تا تو را بكشم و يا تسليم حكم من شوى! والسلام).

امام حسين (عليه السلام) پس از قرائت نامه، آن را به دور انداختند و حتى جواب آن را ندادند.

ابن زياد پس از شنيدن اين خبر، (عمر بن سعد) را به عنوان فرمانده سپاه نصب كرد و به او دستور داد با امام بجنگد و به او وعده داد اگر به اين دستور عمل كند، حكومت (رى) را به او واگذار خواهد كرد. گرچه عمر بن سعد ابتدا نمىپذيرفت و نمىخواست خون امام را به گردن بگيرد، ولى عشق و علاقه مفرط به دنيا و حكومت، او را به اطاعت واداشت و حاضر به جنگ با فرزند رسول خدا (ص) شد.

روز بعد، عمر بن سعد با چهار هزار سواره نظام وارد سرزمين كربلا مىشود.

پس از ورود به كربلا، عمر بن سعد نماينده‏اى را نزد امام حسين (عليه السلام) مىفرستد و هدف حركت حضرت را جويا مىشود. حضرت در پاسخ فرمودند: (شما خودتان به من نامه نوشتيد و خواستيد به كوفه بيايم. اكنون اگر از سخن خود برگشته‏ايد، من نيز برخواهم گشت و اينجا را ترك خواهم نمود).

عمر بن سعد كه مىخواست تا آنجا كه مقدور است كار به مصالحه بينجامد، پاسخ امام را به عبيدالله بن زياد نوشت. عبيدالله در پاسخ نامه عمر بن سعد چنين گفت: اكنون كه او در چنگال ما گرفتار شده است، هرگز رهايش نخواهم كرد!

سپس به منبر رفت و مردم را به نبرد با پسر رسول خدا (ص) تشويق كرد و به آنان وعده پاداش و جايزه داد. پس از آن، سيل نامه‏نگاران و دعوت‏كنندگان پسر رسول خدا (ص)، به لشكرى پيوستند كه مىرفت تا خون او را بريزد! ابن زياد طى چند مرحله، سپاهيانى را براى عمر بن سعد فرستاد تا آنكه عدد سپاهيان او به 20 هزار نفر رسيد.

روز هفتم محرم سال 61 هجرى فرا رسيد. فرستاده ابن زياد نامه‏اى را به عمر بن سعد تسليم كرد. در آن نامه از عمر بن سعد خواسته شده بود كه هر چه زودتر بين ياران امام وآب فرات حائل شود و نگذارد حتى يك قطره آب به آنان برسد. عمر بن سعد نيز عده‏اى را به محافظت از شريعه فرات گماشت. بدين ترتيب، روز هفتم محرم، آب به روى كاروان حسينى بسته شد و تشنگى شديدى بر زنان و كودكان غلبه نمود.

از آب هم مضايقه كردند كوفيان          خوش داشتند حرمت مهمان كربلا

مسامحه كارىهاى عمر بن سعد بر عبيدالله بن زياد پوشيده نبود و بيم آن مىرفت كه او از دستور جنگ با امام حسين (عليه السلام) سرپيچى كند و در زمانى كه بايد نتيجه گيرى كرد، ميدان را ترك نمايد. لذا عبيدالله بن زياد (شمر بن ذى الجوشن) را كه مردى خشن و قسى القلب بود، همراه با نامه‏اى به كربلا، نزد عمر بن سعد فرستاد. ابن زياد مجدداً از عمر بن سعد خواست تا به امام پيشنهاد كند همه بدون قيد و شرط تسليم شوند و در صورت نپذيرفتن اين پيشنهاد، آنها را زنده به كوفه بفرستد و يا با آنان بجنگد. ابن زياد شفاهاً به شمر گفت: اگر عمر بن سعد فرمان را نپذيرفت، تو فرمانده سپاه هستى او را گردن بزن و سرش را نزد من بفرستّ!

عمر بن سعد نامه عبيدالله را خواند و شمر به او گوشزد كرد كه در صورت نپذيرفتن فرمان، فرماندهى را از دست خواهد داد. او حاضر به از دست دادن اين سمت نشد و آمادگى خود را براى اجراى دستور اعلام كرد و شمر را به فرماندهى پياده نظام لشكر منصوب نمود.

 

الهم العن جبت والطاغوت

 

zaker2

 

شادی روح سید جواد ذاکر رحمه الله علیه صلوات

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 13:4  توسط کلب الرقیه  | 

رسوایی

 

بسم رب الحق

با سلام خدمت تمام دوستانم با توجه به رسوایی که برای دروغ گویان به بار امده تمام سایتهایی که دستخطهای مراجع در مورد قمه زنی را داشتند فیلتر کردند لذا چند وقتی این وب در نمایش دستخطهای مراجع مشکل دارد اما جالب است به جایی عذر خواهی از ساحت ملکوتی امام حسین در برابر دروغهایی که گفتند دروغ خود را با چه کارهایی مخفی می کنند.

 

بر دشمن شعائر حسینی لعنت 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 10:4  توسط کلب الرقیه  | 

...

 

بسم رب الحسین

 

ایه الله العظمی سید علی سیستانی

 

 

 

 

حضرت ایه الله گلپایگانی رحمه الله علیه

 

 

 

حضرت ایه الله العظمی وحید خراسانی

 

 

 

حضرت ایه الله العظمی محمد باقر طباطبایی بروجردی رحمه الله علیه

 

 

 

ایا حرفی باقی می ماند؟!

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 10:7  توسط کلب الرقیه  | 

...

 

بسم رب الحسين

 

حضرت ايه الله العظمي بهجت

 

 

 

 

 

ايه الله العظمي تبريزي رحمه الله عليه

 

 

آیه الله العظمی تبریزی دام ظله
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

نظر شریف شما درباره قمه زنی چیست؟آیا از شعائر حسینی به حساب می آید یا خیر؟


جواب:

بسمه تعالی
در روایات معتبر وارد شده است که جزع بر حضرت امام حسین علیه السلام واهل بیت ایشان همچون برادرشان عباس و خواهرشان زینب و پسرشان علی اکبر و غیرهم علیهم السلام همچنین سائر معصومین از ائمه اطهار و حضرت زهرا سلام الله علیها مستحب است،و انطباق عنوان جزع بر بعضی مصادیق حتی اگر در برخی از مناطق باشد کافی است تا آن عمل شرعا مستحب گردد
.

 

ايه الله العظمي سيد صادق شيرازي

 

 

 

ايا حرفي باقي مي ماند؟!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 19:1  توسط کلب الرقیه  | 

...

 

بسم رب الحسين

 

ايه الله العظمي روحاني از شاگردان برجسته ايه الله خويي در سن ۱۴ سالگي به تائيد مكتوب اساتيدشان به درجه احتهاد نائل شدند.

 

 

 

 

ايا حرفي باقي مي ماند؟!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:50  توسط کلب الرقیه  | 

بدعت چیست؟

 

بسم رب الحسین

 

 

آيا قمه زدن بدعت است؟

 

بارها میشنویم که افرادی که سواد علمی ندارند ادعا میکنند که قمه زدن بدعت است!اما آیا به راستی همینطور است؟

مسلما کسانی که چنین ادعایی را میکنند اصلا مفهوم و معنای بدعت را نمیدانند،چه رسد به تعیین مصداق آن!

جهت اینکه مساله کاملا روشن شود،لازم است به تعریف بدعت دقیقا اشاره کنیم:

علامه مجلسی:                          

بدعت در شرع چیزی است که بعد از رسول الله(ص)پدید آمده و نص بالخصوصی نداشته و داخل در برخی عمومات نیز نباشد،یا نهیی بالخصوص یا بالعموم بر آن وارد نشده باشد،بنابرین چیزی که داخل در عمومات است بدعت نیست(البحار،74/202)

ابن رجب حنبلی:

بدعت چیزی است که پدید آمده و اصلی در شریعت نیست که بر آن دلالت کند،اما چیزی که اصلی بر آن دلالت نماید شرعا بدعت نیست. .(جامع العلوم والحکم،ص 160 طبع الهند)

ابن حجر هیتمی:

بدعت شرعا چیزی است که خلاف امر شرع و دلیل خاص یا عام شرعی پدید آمده باشد.(التبیین بشرح الاربعه/221)

 

لذا به خوبی واضح است که قمه زدن بدعت نیست،چرا که قواعد عامه و عمومات استحباب بسیاری از اعمال همچون جزع،اظهار حزن،عزاداری،احیاء امر دین،و....شاملش میشود،و فرضا اگر کسی چنین تشخیصی ندارد هرگز نمیتواند اصل اباحه را که دلیل جواز قمه زنیست انکار کند،و هرگز نمیتواند قمه زنان را که تشخیصی خلاف او دارند بدعتگزار بخواند.

 

بلکه تحریم مطلق بدعت است،چرا که بدون دلیل حکمی را صادر میکنند که هیچ دلیل شرعی ندارد.حضرت ایه الله شهید سید حسن شیرازی در این رابطه میفرمایند:

 

از جهت شرعی،شعائر حسینی چنانچه آنها(مخالفین)میگویند بدعت نیست،بلکه بر عکس تحریم شعائر بدعت است،چرا که بدعت در دین که بدعتگزار به اشد کیفر خواهد رسید چیزی نیست جز اینکه حکمی را بدون دلیل به شارع نسبت دادن.و تحریم شعائر حسینی نسبت دادن حکمی به شارع است بدون اینکه دلیلی بر ان اقامه شود و این بدعت است...پس هر کس گفت فلان چیز واجب است بدون اینکه دلیل معتبری برای آن بیابد بدعت کده است و هر کس گفت فلان چیز حرام است بدون اینکه دلیل معتبری بر حرمت آن بیابد بدعت کرده است و اگر حق این است،پس سخنان کسانی را که شعائر حسینی را حرام کردند بر آن عرضه و قیاس کنیم تا آشکار شود که آیا این سخن از کامل ترین مصادیق بدعت است یا خیر؟

ما در مجموع ادله ای که از طرف معصومین به دستمان رسیده است دلیلی نیافتیم که بگوید شعائر حسینی حرام است،یا بگوید لطم کردن برای امام حسین علیه السلام حرام است یا پوشیدن لباس سیاه حرام است یا اینکه قمه زدن حرام است.

و تا هنگامی که آنچه را دلیلی بر حرمتش ندارند حرام میکنند در حقیقت به خداوند افترا میبندند و به او سخن دروغ نسبت میدهند و در نتیجه آنها بدعت گزاران در دین خداوند هستند.واقعیت این است که ادله شرعیه درباره حکم شعائر حسینی ساکت نیستند تا به بدعت گزاران فرصت دهند که دروغی را به خدا نسبت بدهند،بلکه ادله روشن هستند و میگویند که شعائر حسینی به طبیعت اولیه شان مباح هستند و بنابر طبیعت دومشان مستحب.(شعائر حسيني،27-29)

 

بنابرین تنها یک مساله میماند و آن هم این است که افرادی که خود هنوز معنای بدعت را نمیدانند به چه جراتی عزاي حسيني را بدعت ميخوانند؟بلكه ايشانند بدعتگزار....

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 18:26  توسط کلب الرقیه  | 

عنایت

 

بسم رب الحسین

 

باز شدن درب های حرم امیرالمومنین علیه السلام به روی قمه زنها

 

در کتاب داستان های شگفت آیة الله شهید دستغیب و در دیوان عاشورا نوشته حاج شیخ غلامرضا اسدی بشروئی ماجرای باز شدن درب های صحن حرم مولا امیرالمومنین به روی دسته جات قمه زنی ذکر گشته است که شرح آن طبق دیوان عاشورای شیخ اسدی چنین است:

سی سال قبل که از بیت الله الحرام مراجعت میکردیم برای زیارت به نجف اشرف رفتیم، عاشورای سال ... هجری بود، و دسته های قمه زنی از شب چهارم محرم حرکت میکردند. روز بعد که در منزل یکی از بزرگان نجف که از مجتهدین و اصحاب فتوای مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی بود مهمان بودیم به مناسبتی ذکری از دسته های قمه زنی شد. ایشان فرمودند: اگر سال اول شما نبود که باید شب عاشورا را در کربلا باشید شما را در نجف نگه میداشتم که عاشورای نجف و قمه زنی شیعیان اینجا را ببینید که از کربلا مهمتر است. سپس فرمودند:

یک سال حکومت عراق مانع قمه زنی شد و حتی صحن مطهر مولا علی را بسته و قفل های محکم بر درها زدند که قمه زنها وارد نشوند. اتفاقا آن سال قمه عجیبی زدند و هلهله کنان پشت درهای بسته حرم آمدند و فریاد میزدند یا حسین یا حسین و بر سر میزدند، ناگهان درهای بسته به سرعت به دو طرف خود باز شد مشاهده کردیم که قفل ها از وسط بریده شدند مثل اینکه خمیر را پاره کنند، قفل های محکم انگار قیچی شده بودند، پس از دیدن این کرامت عظیم دیده ها روشن و گریه ها زیاد شد و حکومت هم دیگر نتوانست مانع شود...

لازم به ذکر است مطابق نقل خطیب بزرگوار شیخ عبدالحسین واعظ خراسانی آن سال حکومت از قمه زدن به شدت منع کرده بود و قمه زنان نیز اصرار عجیبی به قمه زدن داشتند، لذا شب را به وادی السلام رفته در قبور وادی السلام تا صبح خوابیدند سپس به نجف مراجعت کردند!

آفرين بر اين همت والا كه با اين اهتمام شعائر را به نسلهاي بعد رساندند...

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 19:17  توسط کلب الرقیه  | 

انکار حق چرا

 

بسم رب الحق

 

فتواي استاد الفقها آيت الله العظمي ناييني برجواز شعائر حسيني از جمله قمه زني و بيش از 60 دستخط از بزرگترين مراجع شيعه در تاييد فتواي ايشان

http://www.tatbir.com/index2/fatava/naeeni.htm

فتواي آيه الله العظمي حائري موسس حوزه علميه قم بر جواز قمه زني در عاشوراي حسيني بيش از سي دستخط از مراجع شيعه در تاييد فتواي ايشان

http://www.tatbir.com/index2/fatava/haeri.htm

 دهها دستخط از بيش از سي مرجع بزرگ شيعه مبني برجواز واستحباب قمه زني

http://www.tatbir.com/index2/fatava/maraje.htm

با توجه به قتواهای بیش از صد مرجع شیعه که دستخط های انها را در لینکهای بالا ملاحضه می کنید  چیزی که واضح و مشخص است استحباب قمه زنی می باشد حال با توجه به این فتاوا چهار برخود پیش می ایید اول اینکه انهایی که منطق دارند ودستخط همراه با مهر مراجع را دیده حق را می پذیرند دوم عده ای به خاطر اینکه مراجع و علما حکم به استحباب و جواز قمه زنی داده اند علم انها را رد و به انان جسارت می کنند ایه الله زین العابدین نجفیها شیخ جعفر مجتهدیها و... را واهی می دانند که این اشخاص ارزش وقت تلف کردن وبحث را ندارند سوم عده ای این فتاوا را دروغ می دانند با توجه به دستخط و مهر علما این دسته نیز ارزش بحث ندارند ولی باز اگر حکمی از این مراجع بر خلاف این احکام دارند نشان بدهند ما قبول می کنیم و دسته چهارم می گویند که این مراجع بعدها این حکمها را عوض کرده اند باز اگر حکم جدید از این مراجع را دارند بیاورند ما قبول می کنیم.

واما عده ای می گویند این حکمها قبول نیست و حکم ولی فقیه قبول است که جواب این افراد در لینک زیر امده است

 فتاواي مراجع تقليد درباره عدم نفوذ حكم حاكم شرعي در شعائر حسيني و اينكه واجب است هر كسي به مرجع تقليد خود رجوع نمايد

http://www.tatbir.com/index2/fatava/hakem.htm

در حال حاضر علمایی که در قید حیاتند قریب به اتفاق حکم به استحباب و جواز و یا با شرایطی حکم به جواز داده اند دو تن از مراجع این عمل را در حال حاضر حرام می دانند  و یک نفر هم انرا بدعت می داند كه خدا ميداند به چه صورت به مرجعيت رسيده اند  حال با توجه به اینکه علمای منطق فرموده اند:

موجبه جزئیه نقیض سالبه کلیه است

ایا می شود به حکم یک نفر از میان جمع قمه زنی را خرافی بدانیم یعنی همه مراجع و علما دین بدعت در دین را جایز می دانند

نمی دانم انان که قمه زدن و خود زنی برای امام حسین را بدعت می دانند ایا زیارت ناحیه مقدسه را نخواندند پس چرا کذب ؟؟؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 16:49  توسط کلب الرقیه  | 

یا زهرا

 

بسم رب الحق

 

رد افتراء مخالفین در خصوص مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی

گفته میشود مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی در فتوایی فرموده اند:

ان استعمال السیوف و السلاسل و الطبول و الابواق و ما یجری الیوم أمثاله فی مواکب العزاء بیوم عاشوراء إنما هو محرم و هو غیر شرعی.

پاسخ:

اولاً:

چنین ادعایی صحت ندارد، چرا که اولاً مدرک این قول تنها اقوال برخی از مخالفین عزاداری بوده و سند معتبری اصلاً برای آن ذکر نشده است، و مصدر این ادعا تنها اقوال برخی از مخالفین عزاداری همچون سید محسن امین است که دشمنی این شخص با شعائر حسینی بر همه آشکار بوده و نیازی به توضیح ندارد.

ثانیاً:

اینکه محال است یک مرجع تقلید با عظمت همچون مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی چنین فتوایی بدهند که اکثریت شعائر حسینی را تحریم کنند، اگر قرار باشد قمه زنی و زنجیر زنی و طبل و بوق و امثال آنها ( یعنی باقی وسایل و شعائر دیگر! ) تحریم گردد، دیگر از دسته عزا چه چیزی باقی میماند؟؟؟ بنابرین این ادعا مورد قبول نیست.

ثالثاً:

این ادعا مخالفت با گفته بزرگان و اصحاب و تلامذه آن مرحوم است، و در اینجا به شهادات برخی ازین بزرگان اشاره میکنیم:

الف) مرحوم مظفر صاحب کتاب نصرة المظلوم که خود از علمای بزرگ شیعه و معاصر مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی بوده اند، در کتاب خود در خلال اقوالشان درباره آراء مراجع بزرگ شیعه در خصوص شعائر حسینی از جمله قمه زنی، به نظر آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی نیز اشاره میکنند و میفرمایند:

"بدون شک نشریات و منشوراتی به دست ما رسیده که در آن فتوای سید و پناهگاه ما مرجع خاص و عام، عالم ربانی، حضرت سید ابوالحسن اصفهانی مبنی بر جواز تمامی مراسم عزاداری حسینی تاکید شده است...."

همانطور که ملاحظه کردید مرحوم مظفر که خود در زمان مرجعیت مرحوم سید ابوالحسن در حوزات بوده اند تصریح میکند که آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی جمیع تذکرات حسینی را جایز میدانسته است، پس چطور ممکن است چنین فتوای مزعومی از ایشان صادر شده باشد که اکثر تذکرات را حرام کرده باشد؟

 

ب)حضرت آیه الله العظمی طبسی که خود از ملازمین مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی بوده اند چنین میفرمایند:

 

در خصوص این نظر مرحوم آیه الله العظمی طبسی لازم است مطلب مهمی ذکر شود:

افترا زنندگان به ساحت مقدس مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی معتقدند که ایشان در سال 1926 میلادی یعنی سال 1345 هجری قمری حدوداً، فتوای تحریم را صادر کرده اند. مرحوم آیة الله العظمی طبسی مطابق تصریح فرزندشان در سال 1345 وارد نجف اشرف شدند:

http://www.hawzah.net/per/person/198.htm

بدین ترتیب جریانی که ایشان در خصوص نظر مرحوم سید ابوالحسن درباره قمه زنی نقل میفرمایند لزوماً مربوط به چندین سال بعد از ورودشان به نجف اشرف است، لذا با توجه به تاریخ فتوای مزعوم و تاریخ حضور مرحوم طبسی در نجف و نظر سید ابوالحسن اصفهانی در خصوص قمه زنی که ایشان شاهدش بودند، داستان تحریم قمه زنی از سوی سید ابوالحسن کاملا ًکذب و ساختگی میباشد.

برای اینکه قرابت مرحوم طبسی به مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی و اطلاع ایشان از آراء استادشان بیشتر روشن گردد، به نوشته سایت حوزه در این خصوص اشاره میکنیم:

او از اصحاب مورد اعتماد و از اعضای دفتر استفتائات آیة اللّه العظمی سید ابوالحسن اصفهانی - مرجع مقتدر و مورد توجه خاص امام عصر - ارواحناه فداه - بود و حدود پانزده سال از محضر پر فیض او استفاده نمود.

http://www.hawzah.net/Hawzah/Scienti...s.aspx?id=3719

روشن است که امکان ندارد شخصی از افراد معتمد و از اعضاء دفتر استفتائات مرجع تقلیدی باشد و نظر ایشان را نداند، یا اشتباه نقل کند!

و جهت اینکه مقام والا و وثاقت مرحوم طبسی نزد مکتب نجف بر همگان روشن گردد، اقوال بزرگان مراجع از جمله سید ابوالحسن اصفهانی را در مورد ایشان نقل میکنیم:

مرحوم آیة الله العظمی ضیاءالدین عراقی ضمن اعطاء اجازه اجتهاد به ایشان مرحوم طبسی را با چنین اوصافی وصف نموده اند:

عالم عامل و فاضل کامل، تکیه گاه و پشتیبان فقهای راشدین و عماد فضلا و مجتهدین، شیخ بزرگوار و پاک سرشت، رکن مورد اعتماد، غوّاص دریای دانش و محور تقوا و حلم، افتخار اعلام، شخصیت مورد وثوق و سربلند و ستوده همگان....

و مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی نیز در خصوص ایشان چنین فرموده اند:

جناب عالم وعامل و فاضل کامل، صاحب اندیشه قوی و سلیقه مستقیم، صفیّ و زکیّ ( دوست صمیمی و برگزیده و نیکوکار ) مورد اطمینان، ثقةالاسلام شیخ محمدرضا طبسی - دامت تأییداته...

http://www.hawzah.net/Hawzah/Scienti...s.aspx?id=3719

اگرچه برای اثبات بطلان جریان خیالی تحریم تطبیر توسط سید ابوالحسن همین یک دلیل و مدرک کافی است، اما ما به دلایل بیشتری در این خصوص اشاره میکنیم تا حجت بر همگان تمام گردد:

ج)مرجع عالیقدر آیة الله العظمی سید صادق روحانی که خود از شاگردان مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی بوده اند میفرمایند:

حضرت آیه الله العظمی سید صادق روحانی مدظله

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

سیدنا المعظم

برخی افراد گمان میکنند که مرحوم آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی قمه زدن را حرام کرده بود و از آن منع کرده و اقامه دسته های قمه زنی را اجازه نمیدادند،در حالی که این ادعا سند موثقی نداشته و مدرک و مصدر صحیحی ندارد و عمده استناد معارضین به اقوال سید محسن امین است و او کسی است که دشمنی واضحش با شعائر حسینی بر کسی پوشیده نیست، بنابرین از آنجایی که شما از شاگردان مرحوم سید ابوالحسن بوده اید و در عهد مرجعیت ایشان در نجف بودید و بنابر فرمایش قول استادتان آیة الله العظمی خوئی حوزه نجف به حضور شما افتخار میکرد، و به این سبب که شما مطلع بر آراء بزرگان و اساطین مذهب هستید، از شما خواهشمندیم که برای ما بیان فرمایید آیا ادعای مذکور صحیح است و استاد شما سید ابوالحسن اصفهانی قمه زدن در عزای سیدالشهداء را تحریم کرده بودند یا خیر؟

با تشکر.

 

بسمه تعالی

شعیره قمه زنی در نجف اشرف در زمان مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی سالهای سال اقامه میشد و عدد شرکت کنندگان در آن سالها بیش از چندین هزار نفر بود و آن مرحوم از مؤیدین قمه زنی بودند. ضمن اینکه حوزه و عموم مؤمنین مطیع ایشان بوده و یک کلمه از ایشان کافی بود تا همه بدان ملتزم گردند، در حالی که از ایشان جز رضایت و تشویق به قمه زنی چیزی دیده نشد.

 

د)خطیب العلما والمجتهدین، علامه آیة الله شیخ عبدالحسین واعظ خراسانی حفظه الله که خود سالهای سال در زمان مرجعیت بسیاری از اعاظم در نجف ساکن بوده است، در خصوص رأی آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی و آیة الله العظمی خوئی درباره قمه زنی چنین میگوید:

اما قمه زدن، در این مدت بیش از هفتاد سال ندیدیم مرجعی از مراجع فتوای به حرمت بدهد، دلیل حلیت جای خودش است، مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی که دیگر فقیه اهل بیت علیهم السلام است، معرکه است، بزرگان و مراجع که اساتیدی دیده اند میگویند مثل آسید ابوالحسن فقیهی نیامده است. از بس که این مرد مطلع به احکام و فتاوا و جواهر و غیره بوده. خوب ایشان فتوا به جواز داده، امضا کرده، اینها را دیدیدم در نجف و کربلا، مرحوم میرزای نایینی فتوای بر جواز داده، مرحوم حاج اقا حسین قمی فتوای بر جواز داده، امضا کرده و همچنین بزرگان دیگر نقل کرده اند، همین اقای خوئی و بزرگان دیگر تمام اینها فتوای بر جواز قمه زدن داده اند....

مصدر:

کتاب شور حسینی،سید محمد سجادی ص 75

لازم به ذکر است فایل تصویری صحبت این خطیب بزرگوار نیز موجود است.

 

رابعاً:

مطابق آنچه مخالفین میگویند این فتوای خیالی در اواسط سال 1344 قمری صادر شده است، و این در حالی است که چند ماه بعد مرحوم نایینی فتوای بر جواز شعائر حسینی از جمله آنچه در فتوای خیالی سید ابوالحسن اصفهانی تحریم شده است! میدهند و طبق شهادت علما همه معاصرین مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی و تمامی مراجع وقت فتوای ایشان را تایید نمودند، لذا دروغ معارضین با شهادت این بزرگان افشا میشود. اقوال برخی ازین علما را ذیلا مشاهده میکنید:

 

آیة الله العظمی سید عبدالله شیرازی قدس سره:

بلی وقتیکه در نجف اشرف مشرّف بودیم رساله ای از طرف معظّم له در پاسخ سئوالات اهالی بصره منتشر شد و علماء اعلام همه تصدیق و تأئید آن را نمودند...

 

آیة الله العظمی شیخ مرتضی حائری قدس سره:

اطاعت آنچه عالم جلیل استاد الفقهاء و المجتهدین مرحوم نائینی قدس الله سره مرقوم فرموده اند و مورد تأئید علماء معاصر ایشان و طبقه بعد می باشد مورد تأئید و تأکید این جانب نیز می باشد.

 

آیة الله العظمی شیخ بهاءالدین محلاتی قدس سره:

در ایامیکه در نجف اشرف بودم این سئوالات از مرحوم آیة الله عظمی نائینی شده و ایشان جواب کافی مرقوم داشتند - جوابها مورد تأئید علمای اعلام معاصر ایشان بود.....

 

آیة الله العظمی سید مصطفی مهدوی اصفهانی:

آنچه حضرات علماء اعلام و فقهاء عالیمقام و مراجع تقلید و اساتید این جانب در نجف اشرف بالاخص شیخ مشایخنا العلامة المحقق مرحوم مغفور میرزا محمد حسین نائینی اعلی الله مقامه در این زمینه مرقوم فرموده اند و مورد تأييد علماء عصرشان و بعد آن قرار گرفته همگی صحیح و مطابق واقع است....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:29  توسط کلب الرقیه  | 

یا حیدر

 

بسم رب الزهرا

 

افتاء عوام الناس در شعائر حسینی!

قال الله الحکیم فی کتابه الکریم:

و لو تقول علينا بعض الأقاويل، لأخذنا منه باليمين، ثم لقطعنا منه الوتين...

آیات فوق به ما میفهماند که وجود نازنین رسول الله هم - که خداوند خود فرموده که افلاک را نمی آفرید اگر او نبود - حق حکم بغیر ما انزل الله را ندارد، و این ارزش والای احکام الهی را میرساند. حتی حضرت سیدالشهدا علیه السلام که ما برای او عزاداری میکنیم، برای احکام خدا قربانی شد و در این راه از همه چیز خود گذشت. با توجه به این تذکر به اصل مطلب میپردازیم.

بناء عقلاء بر این است که در همه مسائل کسی که نمیداند به عالم مسأله رجوع میکند، در مسأله احکام شرعی نیز همین است، و همواره رسم بوده که مردم بنابر دستور ائمه معصومین به مراجع تقلید عصر خود جهت اخذ احکام شرعی رجوع میکردند، و هرگز در مسأله ای که خود تخصص نداشتند وارد نمیشدند، کما اینکه این مهم دأب عقلای هر قومی میباشد.

اما در زمان ما ظاهرا بسیاری از مسائل عوض شده، و بسیاری از مردم طریقه یؤمن ببعض و یکفر ببعض را در پیش گرفته اند!این مساله خاصه در شعائر حسینی بیش از هر چیزی واضح و مشهود است. هنگامی که ایام عزاء حسین علیه السلام فرا میرسد، ناگهان عوام الناس همگی مفتی و صاحب نظر و مجتهد شده، و بزرگانی که تا دیروز اعلم علما، افقه فقها، قاف نشین قله عرفان، فخر شیعه و... نام داشتند، متحجرینی لقب میگیرند که فتوا بر جواز بدعت و ضلالت داده اند.

این برنامه بیش از هر چیز در خصوص شعیره مقدسه قمه زنی رواج دارد، گویا در همه امور عوام باید تقلید کنند، الا در خصوص شعائر حسینی و خاصه قمه زنی که همه ایشان مجتهدند، و کلام مراجع تقلید را گوش نمیدهند، و بر خود واجب میدانند که به اجتهاد شخصی خویش عمل کنند!

حتی گاه ایشان را در محافل عمومی و حتی تاکسی و اتوبوس میبینی که بحث فقهی میکنند! سپس این شورای عظیم و این مراجع کرام و فقهای عظام در انتهای جلسه فوق تخصصی خود نیز حکم بر بدعت بودن شعائر حسینی کرده و مراجع تقلید را احمق و اشتباه کننده و ترسو مینامند!

تنها فرق این جماعت با مراجع تقلید این است که مراجع سالهای سال درس خوانده و تحقیق و بررسی کرده اند تا به مقامات علمی نایل شده اند، اما اینها یکشبه ره صد ساله را پیموده و اجازه اجتهاد خویش را از اربابشان شیطان گرفته اند!

و فرق دیگر اینها هم نداشتن یک مکتب و رساله عملیه است!!

والعجب کل العجب، اگر از یکی از ایشان سؤال کنی تو اصلا مفهوم بدعت را میدانی که دست به تشخیص مصادیقش زده ای؟ در جواب فرومیماند، و حتی نمیداند بدعت به چه معنی است، و شرایط و ضوابطش چیست، و چه چیزی را بدعت میگویند و چه چیز را نمیگویند...

اگر از او سوال کنی عمومات چیست، اطلاقات چیست، عنوان چیست، معنون چیست و.... آنها را سر درگم می یابی، که حتی کلمه ای نمیتوانند پاسخ بدهند، با این حال میبینی که حاضر نیستند از مقامی که شیطان آن را در نظر ایشان زینت داده و خود برای خود تراشیده اند دست بکشند، و کما کان به حکم بغیر ما انزل الله مشغولند، و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون!!

این مسأله تا حدی پیش رفته است که همه ساله شهر محرم الحرام که میرسد بی اعتبار ترین چیز قول علماست، و در نهایت بی شرمی برخی ماتم های حسینی نیز بیانیه صادر کرده و علیه شعائر حسینی صحبت میکنند!

اي دشمنان عزاي حسين!

چرا حیا نمیکنید و در چیزی داخل میشوید که علمی به آن ندارید؟ آیا نشنیده اید که قرآن میفرماید: ولا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر والفواد کل اولئک کان عنه مسوولا...

شما مقلد هستید یا مجتهد؟ اگر بگویید مجتهد هستید که گزاف گفته اید، و اگر مقلدید چرا به فتوای مراجع بی اهمیت هستید؟ و اگر مرجع تقلید شما از شواذی است که فتوا بر حرمت برخی شعائر حسینی دارد چرا این حق را برای دیگری محفوظ نمیدانید که به فتوای مرجعش عمل کرده و در آن راستا فعالیت داشته باشد؟؟

آیا غیر ازین است که عمل زشت شما پای در کفش مراجع کردن و دخالت بی جا در امری است که هیچ تخصصی در آن ندارید؟

آیا احکام الهی بازیچه دست شما هستند که با آنها بازی کرده و مطابق هوا و هوستان هر چه میخواهید حکم صادر کنید بدون اینکه از ادله و مبانی اطلاعی داشته باشید؟

از خداوند میخواهیم که همه ما را موفق به اقامه شعائر حسینی و خصوصا قمه زنی نموده، ضالین مضلینی را که بیانیه های بیجا صادر کرده و حکم بغیر ما انزل الله میکنند نیز هدایت نماید، انه الهادی الی سواء السبیل....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 20:12  توسط کلب الرقیه  |